اهم اخبار
' ...

علی افشاری - سخنان دریادار حبیب‌الله سیاری معاون هماهنگ‌کننده ارتش ایران در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا دریچه جدیدی به تحولات در قدیمی ترین نهاد نظامی کشور گشود. وی در سخنانی کم سابقه نسبت به تبعیض در تصویرپردازی از نهاد‌های نظامی در رسانه‌های رسمی و بخصوص صداوسیما و بویژه نادیده گرفتن خدمات ارتش در جنگ و بعد از آن انتقاد کرد.

خبرگزاری ایرنا ویدئویی کوتاه از این مصاحبه را هفته گذشته با عنوان «ناشنیده‌های ارتش از زبان امیر سیاری» منتشر کرد اما ویدئوی کامل مصاحبه روز یکشنبه ۱۱ خرداد ساعاتی پس از انتشار در این خبرگزاری بدون هیچ توضیحی حذف شد. تماس رسانه‌ها با پدرام الوندی مدیرکل اخبار داخلی ایرنا نیز تا کنونی نتیجه‌ای در بر نداشته‌است.

 

بر اساس برخی اخبار تایید نشده ناخرسندی فرمانده‌های ارشد سپاه و سرلشگر محمد‌حسین باقری فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح دلیل حذف فیلم کامل مصاحبه بوده‌است. البته چنین اتفاقی بعید به نظر می رسد بدون اطلاع وموافقت خامنه‌ای به عنوان فرمانده کل قوا انجام شده باشد.

 

سیاری به درستی گفته که نهاد نظامی نیاز به فیلم‌سازی تبلیغاتی از اقدامات و وظایفش ندارد ومعمولا ارتش‌ها در دنیا به گزارش‌های توصیفی از پروژه‌های شان نمی پردازند. بحث مستندسازی اقدامات و فعالیت‌ها متفاوت است. او گفته در شرح وظایف ارتش چنین اقدامی تعریف نشده، اما اگر قرار است این کار توسط نهادهای نظامی دیگر [سپاه پاسداران] انجام شود، ارتش نیز متقابلا انتظار دارد که فرصتی برای شرح و تبیین فعالیت‌ها در اختیار این نهاد نظامی قدیمی ایران قرار بگیرد.

 

او در ادامه صحبت‌هایش تلویحا از فعالیت‌های اقتصادی سپاه انتقاد کرده و اظهار داشت: «اصلا به صلاح نیروهای مسلح نیست که وارد بحث اقتصادی بشوند.»

 

وی سپس تصریح کرد که ارتش مطابق مقررات وارد فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی نمی‌شود وشرح داد: «آیا این معنی‌اش این است که سیاست نمی‌فهمیم؟ این نیست. ما سیاست را خوب می‌فهمیم، خوب تحلیل می‌کنیم، خوب متوجه هستیم، اما وارد سیاست نمی‌شویم. چون سیاست‌زدگی برای نیروهای مسلح آسیب است.»

 

فراز دیگری از سخنان سیاری زیر سئوال بردن قهرمان‌سازی های کاذب و کودکانه نظام در خاطرات جنگ 8 ساله با عراق بود که به عنوان نمونه «یک سید و یک حاجی که با یک تیربار ژ۳ یک لشکر را در ۲۴ ساعت از بین می‌برد»!!!

 

البته سیاری در ماه‌های آخر سال 98 به کاهش بودجه ارتش از طرف دولت روحانی انتقاد کرده بود و گفته بود این بودجه برای تامین نیازهای جاری ارتش کافی نیست و همچنین زیرساخت‌های فرسوده ارتش با سابقه 50 ساله نیاز به نوسازی دارند. ارتش در سال 97 نیز به کاهش رقم بودجه اعتراض داشت که مشکلات جدی در حوزه نیروی انسانی و معیشتی ایجاد کرده بود. ارتش طبق گفته سیاری در حال حاضر در حدود 75هزار نفر کمبود نیروی انسانی دارد.

 

حرف‌های سیاری کم سابقه است و نشانگر شدت یافتن اعتراضات داخلی ارتش است که تا کنون کمتر رسانه‌ای شده‌است. از سوی دیگر این سخنان را می توان بازتاب شرایط سیاسی جدید کشور نیز دانست که به موازات تشدید ابرچالش‌ها و زوال مشروعیت نظام، ارتش می کوشد تا از زیر بار تحقیر و تبعیض ساختاری 40‌ساله خود را ببیرون بکشد.

 

اگرچه فرمانده‌های ارتش در مرحله نهایی انقلاب با اعلام بی‌طرفی نقش مهمی در پیروزی و جلوگیری از کشتار گسترده ایفا کردند، اما بعد از انقلاب قربانی خشونت نظام سیاسی جدید شدند. عده‌ای از فرمانده‌های ارشد ارتش شاهنشاهی اعدام شدند، برخی زندانی و جمع زیادی نیز تصفیه و اخراج شدند. بی اعتمادی عمیقی در بین نیروهای انقلابی و حتی افرادی مانند دکتر ابراهیم یزدی نسبت به ارتش وجود داشت. شکل گیری نهادهای نظامی انقلابی چون سپاه، کمیته و گروه‌های کوچکی مانند نیروهای دکتر مصطفی چمران عرصه را بر ارتش به شکل نهادی تنگ کرد. البته باز آیت الله خمینی این هوشیاری را به خرج داد که پبشنهاد برخی از گروه‌های انقلابی مبنی بر انحلال ارتش را نپذیرفت و همچنین اجازه گسترش اعدام‌ها را نداد و تا پایان عمرش کوشید بین سپاه و ارتش توازنی برقرار کند. اما سپاه پیش او و دیگر کارگزاران ارشد حکومت نیروی نظامی و ادئولوژیک مقرب بود و ارتش فرزند ناتنی محسوب می‌شدند.

 

بی اعتنایی به ارتش و تضعیف آن و نادیده گرفتن هشدار مقامات ارتشی نقش زیادی در شکل‌گیری جنگ 8 ساله با عراق و تداوم آن داشت. اگر به نظرات ارتش توجه می‌شد و اجازه می‌دادند تا به وقع نیروهایش را به مرزهای جنوب غربی کشور گسیل می‌کرد، احتمال بازدارندگی در برابر تهاجم ارتش عراق بالا بود. اما حتی بعد از وقوع جنگ، ارتش بنا به مهارت و وظایفی که طبق قانون اساسی بر دوشش گذاشته بود، مدیریت جنگ را بر عهده نداشت. البته در زمان ریاست جمهوری دکتر ابوالحسن بنی‌صدر شرایط ارتش بهتر بود. اما بعد از آن به تدریج نفوذ سپاه بیشتر شد. این مساله اختلافات جدی را پدید آورده بود. در عین حال اختلافات تا فتح خرمشهر مجال چندانی برای بروز نیافت و همکاری بین ارتش و سپاه به طور نسبی خوب بود و اوج آن در عملیات شکست حصر آبادان رخ داد. در فتح خرمشهر نیز عملیات مشترک قابل قبول بود اما بهره‌برداری تبلیغی سپاه از ماجرا و تلاش برای مصادره آزاد سازی خرمشهر اختلافات را به سمت آشتی‌ناپذیر سوق داد. در حالیکه ارتش و بخصوص تصمیم صیاد شیرازی در تعیین زمان حمله نهائی عملیات بیت المقدس نقش بیشتری در آن پیروزی غرورآفرین داشت.

 

تفاوت نظر در طراحی‌های علمیات و چگونگی مدیریت جنگ در ادامه باعث شد تا دو نیرو جداگانه به اقدام بپردازند. منتهی هر چقدر از زمان جنگ بیشتر گذشت، بالادستی سپاه در مدیریت جنگ هم بیشتر شد و البته پیامد ان هم خسارت های بیشتر انسانی، اقتصادی و راهبردی برای کشور بود. سرلشگر علی صیاد‌شیرازی در تنزل چایگاه ارتش با وارد کردن نیروهای سپاهی به عملیات‌های ارتش اثرگذار بود که با انتقادات زیاد درون سازمانی مواجه بود.

 

وجه اصلی اختلاف نظر ارتش و سپاه به راهبرد و نگاه کلان متفاوت بر می گشت. ارتش یک نهاد نظامی کلاسیک، غیر ایدئولوژیک و حرفه‌ای بود که بر اساس علم روز نظامی دنیا، موازنه قوا و عقلانیت ابزاری و محاسبه نیرو و تجهیزات فعالیت می‌کرد، اما سپاه بر اساس استفاده از موج انسانی و تفسیر غلط از شهادت در قرائت مشهور شیعه عمل می کرد که با به خطر انداختن جان افراد و بر اساس مدیریتی غیر عقلانی که در پوشش حرف‌هایی تهییجی و ارزشی چون " مدیریت جهادی و انقلابی" توجیه می‌شد، کارش را جلو می برد که در مقاطعی با موفقیت مواجه می شد اما در اکثر موارد به شکست انجامید و موفقیت‌ها نیز با تلفات انسانی بالا بدست آمد که در معیارهای نظامی متعارف پیروزی نیست!

بعد از پایان جنگ و رهبری خامنه‌ای پروژه ادغام ارتش و سپاه را که در سال آخر عمر آیت‌الله خمینی تصویب شده‌بود، لغو شد. اگرچه آن اتفاق در ابتدا و کوتاه مدت باعث می‌شد ارتش بیشتر تحت نفوذ سپاه در بیاید و می توان پیشبینی کرد اکثر مناصب نظامی را نیروهای سپاهی در دست می گرفتند؛ اما در میان مدت نیروهای جدید در بافت ارتش هضم می‌شدند و از همه مهمتر دیگر جریان ورود نیروها به نهاد نظامی خارج از سازوکار ارتش و آموزش‌های آن منتفی می‌شد. بسیج نیز ارتباطش با سپاه قطع می‌شد و امکان سازماندهی آن از طریق فرماندهی واحد سازمان‌یافته منتفی می‌شد. هرطور به مسئله نگاه شود آن اتفاق از شرایط فعلی بهتر بود، همانگونه که نیروی انتظامی هیچگاه به اندازه «کمیته‌های انقلاب» مشکل‌ساز نشد.

در دوران رهبری خامنه‌ای بر قدرت سپاه در ساختار نظامی کشور و عرصه عمومی و منطقه افزوده شد. به همان نسبت ارتش جایگاهش ضعیفتر شد. همچنین نهاد ولایت فقیه با افزایش مداخلات و انتصاب افراد تسلیم و مرعوب در برابر بلوک قدرت و همسو با رهبری مشکلاتی را در ارتش بوجود آورد که نتیجه این روند همراه با کاهش سهم ارتش از بودجه نظامی کشور باعث کاهش کیفیت نظامی و ساختار مدیریتی ارتش باعث شده است. این سیر نزولی در ماجرای هدف قرار گرفتن ناوچه کنارک از سوی نیروی خودی به صورت عینی نمایان شد.

 

تفاوت بودجه سپاه و ارتش در حالی که ارتش نفرات و پرسنل بیشتری دارد به خوبی گویای تبعیض و شهروندی درجه دو نیروهای ارتشی است که به لحاظ معیشتی و امکاناتی شرایط نامناسبی دارد و وضعیت آنها از کادرهای سپاه بدتر است. سرانه بودجه هر ارتشی در بودجه سال 99 نزدیک 30‌میلیون تومان است؛ درحالی که این رقم برای سپاه بیش از پنج برابر بوده و نزدیک به 153‌میلیون تومان است.

 

اما ارتش به دلیل ویژگی‌هایی که دارد علی رغم آسیب‌هایی دیده و بافت آن از فرسودگی سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و عمدتا مدیران ارشد بی‌کفایت و خائف در برابر نهاد ‌ولایت فقیه رنج می‌برد، کماکان سرمایه و فرصت ارزشمند جامعه و کشور ایران بخصوص در شرایط بحرانی و متلاطم است.

 

ارتش یک نهاد ملی و غیرایدئولوژیک است، در جامعه احترام دارد. آموزه‌های و تربیت حاکم بر آن بگونه‌ای است که در تقابل گسترده با مردم قرار نگرفته و ظرفیت بازدارندگی در برابر جنگ داخلی و کشتار گسترده دارد. از سوی دیگر با توجه به اینکه کارویژه‌اش حفظ نظم است برای مدیریت چالش‌های دوران خلاء قدرت و مراقبت کشور از خطر فروپاشی دولت منبع ارزشمندی است. مدیران میانی و پایینی ارتش فرصت ویژه برای جنبش دمکراسی خواهی ایران هستند. حتی خود جمهوری اسلامی نیز خصلت ملی ارتش را به رسمیت شناخته است و وظیفه حداکثری آن را پاسداری از تمامیت ارضی کشور تعریف کرده‌است؛ اگرچه طبق قانون اساسی با توجه به وظیفه تعیین شده برای ارتش در حفظ نظام جمهوری اسلامی، حاکمیت می توانست بر این اساس پای ارتش را به مسائل سیاسی و مداخلات منطقه‌ای بگشاید، اما هر دلیلی که در کار بوده با یک تصمیم حاکمیتی این فعالیت‌ها منحصرا به سپاه سپرده شد.

 

بدینترتیب سخنان سیاری این امیدواری را پدید می‌آورد که شرایط جدید سیاسی و افزایش نارضایتی‌ها در جامعه و گسترش تقاضا برای تغییرات ساختاری سیاسی باعث شود ارتش از لاک انفعال بیرون آمده و خود را در یک مرحله تدریجی آماده ایفای نقش تاریخی کند

منبع: وب سایت دیدگاه نو.

اشتراک در شبکه های اجتماعی