اهم اخبار
' ...

وصیت نامه های مفقوده  در فراز و فرود روزگار

از مرضیه تا هاشمی رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی، مرد شماره دو جمهوری اسلامی که زندگی سیاسی و عملکرد وی از دوران و ادوار مختلفی برخوردار بود، در اواخر عمر روالی متفاوت  در پیش گرفت تا  بتواند بنائی را که خود از معماران آن بوده را نقش و نگاری بدهد و از انحراف و کج اندیشی برهاند، و شاید هم نامی متفاوت  ازآنچه که در دهه شصت داشته، در  تاریخ به یادگار بگذارد.  نگارنده در مقام نقد و بیان هاشمی رفسنجانی در این نوشتار نیست ، اما می توان گفت که تفاوت گفتار و رفتار هاشمی متاخر به قدری مشهور و ملموس بود که پس از مرگ  وی نیز عواقب و نتایج ان همچنان ادامه داشت. مفقود شدن و عدم ارائه و قرائت وصیت نامه هاشمی،  بازرسی و تخلیه گاوصندوق وی ، آنهم بلافاصله بعد از فوت را می توان از آن جمله دانست. هاشمی در آخرین وصیت نامه خویش ، چه نوشته بود و از کدامین گناه نظام  گلایه کرده بود که حاکمیت از انتشارش ترس و واهمه داشته است؟ جوابش را شاید بتوان روزی در جعبه های سیاه ناگشوده و یا در سینه اسرار کارگزاران نظام ، جستجو کرد.

 

تصنیف بوی جوی مولیان که رودکی آنرا در وصف شهر بخارا جهت ترغیب امیر سامانی  برای بازگشت به آن شهر سروده بود، آدمی را به یاد بانو مرضیه و فراز و نشیب زندگی وی می اندازد و اینکه  قصه ی مفقود الاثرشدن وصیتنامه ها ، فقط به هاشمی رفسنجانی ختم نمی شود، بلکه وصیت نامه خانم مرضیه، که چند سالی از عمر خودرا در سازمان مجاهدین گذراند، نیز جزو حلقه های مفقوده تاریخ، می تواند بحساب آورده شود.  نوه ی دختری وی، جانان خرم  در طی مصاحبه ی، گفت که سازمان مجاهدین وصیت نامه مادربزرگ را هر گز به خانواده تحویل ندادند، و او نیز مانند اسماعیل وفا یغمائی از سوزانده شدن برخی از دفاتر خاطرات مرضیه سخن گفت. ظاهرا در زمان اقامت خانم مرضیه در عراق برخی از صفحات دفتر خاطرات وی گم می شود و هنگامی که او خواستار بازپسگیری ان اوراق می شود، با واکنش تند و گستاخانه مسئولین آن سازمان مواجه میشود، و از این روی خانم مرضیه نیز قسمتی از خاطرات خودرا در آتش می سوزاند.

اگر چه از سوئی  مرضیه و هاشمی رفسنجانی با یکدیگر تفاوت بسیار دارند و از سوئی دیگر جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین نیزعلی الظاهر در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند، اما  از حیث اقتدارگرائی، تمامیت خواهی  و عدم مدارا با مخالف می توان گفت که سازمان مجاهدین متاخر با برخی جناحهای اقتدار گرا در داخل نظام، تشابه معناداری دارند.

 شاید به  دلیل همین تشابهات  باشد که پخش مستقیم برنامه مجاهدین از شبکه ایران اینترنشنال با اعتراض انبوهی از مخالفین جمهوری اسلامی مواجه می شود، و  اقدام آن شبکه را نه یک کار ژورنالیستی  و خبرنگاری بلکه بیشتر یک شوی تبلیغاتی می پندارند.ٍ چراکه سازمانی که خود سالیانیست که در هیچ مصاحبه مطبوعاتی مستقل شرکت نکرده است و رهبری آن نیز در غیبت بسر می برد و رئیس جمهور مادام العمری دارد که به هیچ عنوان به آزادی بیان پایبند نیست، نمی تواند از این قاعده  سوء استفاده کرده و حرکتهای اعتراضی مردم را به نفع خویش مصادره کند.

 اقتدارگرایان اگرچه  از خائن نامیدن خادمین دیروز خود ابایی ندارند، اما از بیان گفتار و انتشار نوشتار آنان، حتا پس از مرگشان نیز گریزان و ترسان هستند.

 

نویسنده:

امیرساسان شرفی

منبع :

مصاحبه آقای شاهید با جانان خرم، شبکه ایران فردا

اشتراک در شبکه های اجتماعی