' ...

سند سیاست خارجی  مصوب همایش ششم هجا

 

ناکارآمدی حکومت اسلامی طی بیش از چهل سال، نه تنها ایران را در عرصه سیاست داخلی با بحرانی همه جانبه روبرو کرده، بلکه در حوزه سیاست خارجی و روابط بین المللی نیز کشور را به بن بست کشانده است.

این نظام در تمامی درازنای موجودیت خویش بحران پشت بحران و تنش پشت تنش آفریده است ، بطوریکه به جرات میتوان گفت تنها چند ماه بیشتر وجود نداشته است که مردم ایران سر آرام  بر بستر خواب گذاشته باشند و صبح با وحشت یک تشنج و سایه جنگ احتمالی سر از بالین برنگرفته باشند.

تنش آفرینی و دشمنی بی منطق جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل از یک سو و دخالت های سیاسی و اردوکشی نظامی و تحرکات ایذایی در عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، یمن، افغانستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس از سوی دیگر، میهن ما ایران را به سوی انزوایی بی سابقه در جهان و بیزاری و تنفر مردم کشورهای همسایه و منطقه نسبت به این دخالت ها سوق داده است.

از همان ابتدا معلوم بود که افزایش نفوذ منطقه ای نظام و قدرت نمایی از دریای مدیترانه تا باب المندب در یمن نمی تواند پایدار شده و امر مقطعی است که پیامدهای ماندگار خطرناکی دارد. نظام که زمانی  با قدر قدرتی ادعا  میکرد که «ایران چهار پایتخت دارد» و کانون ثبات در منطقه است امروزه در داخل خود ناتوان از حفاظت از تاسیسات نظامی و هسته ای است.

با تاسیس سپاه قدس و سپردن هدایت آن به یکی از خشن ترین فرماندهان سپاه پاسداران  سردار سلیمانی در عمل  لشکر کشی  و مداخله در امور داخلی کشورهای عراق، سوریه، لبنان و یمن کلید خورد.

مشارکت سپاه قدس در جنگ داخلی سوریه و قتل عام مردم سوریه  به نفع بقای بشار اسد در قدرت چهره واقعی و بیرحم این نیروی نظامی ایدئولوژیک و سردار بی رحم آن را آشکار ساخت. تشکیل نیروهای شبه نظامی  حشدالشعبی در عراق و یا حمایت های نظامی و مالی از حزب الله  لبنان  و حوثی های یمنی همه و همه موجب تشدید انزوای حکومت در میان همه ای کشورهای مسلمان گردید . جمهوری اسلامی همچنین با دامن زدن به تشنج با عربستان سعودی در عمل تمامی اتحادیه عرب را نیز با خود دشمن ساخت.

 

اما سیاست توسعه بنیادگرایی اسلامی شیعه محور جمهوری اسلامی که برپایه تشدید اختلافات قومی و مذهبی و به قیمت ریخته شدن خون صدها هزار انسان  در منطقه و صرف میلیاردها دلار از بودجه و ثروت ملی ایران دنبال شده، اکنون به بن بست کامل رسیده و اعتراض ها و تظاهرات  گسترده مردم این کشورها علیه این سیاست را به دنبال داشته است. اکنون معادلات میدانی در داخل کشورهای لبنان، سوریه، عراق به ضرر جمهوری اسلامی تغییر پیدا کرده و برای نخستین بار اعتراض های دامنه دارو مستمری در مناطق شیعه نشین علیه حکومت ایران بروز پیدا کرده است.

در عرصه بین المللی نیز جمهوری اسلامی تحت رهبری علی خامنه ای با ادامه سیاست آمریکا ستیزی نه تنها موجب تحریم های ویرانگر اقتصادی و فلاکت مالی و سقوط بی سابقه ارزش پول ملی شده، بلکه حکومت را به باج دهی و تن سپردن به قراردادها و تفاهم نامه های مغایر با شئونات ملی و مشکل سازی با روسیه و چین، برای جلب حمایت سیاسی آنها در رویارویی با آمریکا وادار کرده است. کوتاهی در تعقیب منافع ایران در کنوانسیون دریای مازندران، دعوت از روسیه برای حضور نظامی در خلیج فارس و تنظیم تفاهم نامه های هفده گانه بر مبنای واگذاری اقتصاد کلان کشور و دادن امتیازهای امنیتی و نظامی به چین از جمله این باج دهی ها است.

دو دولت چین و روسیه هم تا آنجا که توانسته‌اند در رویارویی با غرب از کارت ایران استفاده کرده و  از حکومت امتیاز گرفتند. آنها در بزنگاه‌ها به نظام پشت کردند؛  موضعگیری های این دو دولت در پیش و پس  نشست های  شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد  سیاست های اتمی ایران و قطعنامه های صادره و همچنین کناره گیری شرکت نفتی ملی چین از توسعه میدان نفتی آزادگان روشنگر است.

 روس ها نیروگاه اتمی بوشهر را با دریافت  میلیاردها دلار و هزینه های گزاف راه انداختند و چینی ها در مبادلات اقتصادی با ایران بیشتر منافع خود را به صورت یکجانبه جلو بردند که حاصل آن تعطیلی برخی از صنایع بومی ایران ، بیکاری ماهی گیران جنوب کشور و بازدهی پایین پروژه‌های سرمایه گذاری شده در ساختارهای انرژی، راه سازی و صنعتی ایران است.

علیرغم آسیب های فاجعه بار این سیاست تنش آفرین سران نظام هنوز هم بر ادامه آن پای میفشارند و به سیاست سمت گیری به شرق و وابستگی سیستماتیک راهبردی به آنها در امور اقتصادی، راهبردی و دفاعی ادامه می‌دهند.  

سازمان همبستگی جمهوری خواهان ایران، بازنگری بنیادی در سیاست ورشکسته بین المللی و منطقه ای جمهوری اسلامی را در گرو گذار از ساختار قدرت حاکم می داند و در عین حال منتقد رویکرد تهاجمی دولت ترامپ بوده است که علاوه بر حکومت مشکلاتی را برای مردم  و زیرساخت های توسعه ای ایران فراهم کرده‌است، اقدامات زیر را لازمه پایه ریزی سیاست خارجی جدید بر اساس منافع و امنیت ملی ایران ارزیابی می کند:

 

  •  پایان دادن به دشمنی با آمریکا و گفتگوی شفاف برای دستیابی به توافقی جامع و نیز عادی سازی روابط و همکاری با همه کشورها بر مبنای صلح و منافع متقابل. منافع ملی ایران در گرو رابطه متوازن با تمامی قدرت‌های جهانی و تثبیت سرمشق چندجانبه گرایی در دنیا است.

 

  • رهایی از اقتصاد متکی بر فروش نفت و برپایی روابط اقتصادی متنوع با خروج از انزوای سیاسی و پیوستن به جامعه جهانی

 

 

  • شفافیت در روابط خارجی و پرهیز از وابستگی و هرگونه رابطه راهبردی انحصاری با یک قدرت جهانی برای مهار قدرتی دیگر و دفاع از چند جانبه گرایی در حل و فصل مسائل اختلافی در حوزه بین الملل

 

  • تنش زدایی با اسرائیل و دفاع از برقراری صلح بین فلسطین و اسرائیل در چارچوب توافق و رضایت دوجانبه بر مبنای معاهده اسلو. با توجه به تحولات سیاسی اخیر در منطقه از جمله عادی شدن روابط امارات متحده عربی و بحرین با اسرائیل، ایران باید بتواند در ایجاد شرایطی بکوشد که دست یابی فلسطین و اسرائیل به توافق و رضایت دوجانبه، پشتوانه تنش زدایی و برقراری صلح در سراسر منطقه باشد.

 

 

  • تشدید تنش و بی ثباتی در منطقه از سوی هر بازیگر منطقه‌ای و جهانی رخ دهد نتیجه منفی در بر خواهد داشت. بازگشت آرامش به خاورمیانه و پایان جنگ‌های نیابتی در مجموع شرایط بهتری برای تسهیل گذار به دمکراسی و توسعه پایدار ایجاد می‌کند.

 

این سند در همایش ششم همبستگی جمهوری خواهان ایران در ماه شهریور سال 1399 تصویب شد.

 

اشتراک در شبکه های اجتماعی