' ...

دموکراسی، چرائی و چگونگی آن

دموکراسی نوعی از دولت است که در آن ساختارهای قانوگزاری، دولتی، قضایی و کشوری توسط مردم و یانمایندگان منتخب آنان تعین و تعریف میشوند

یک صورت حکومتی است که ویژه گی آن تعین صغور ، حد و مرز قدرت دستگاه های حکومتی با اراده و خواست عمومی

یک نظام حکومتی که در آن دولت و ملت هر دو در برابر هم دارای وظایف و مسئولیت هایی میباشند که قانون تعریف کرده است.

 دموکراسی یک نوع نظام مبتنی بر نمایندگی است .دموکراسی را میتوان دولت مردمی و ملی 

 مبتنی بر پارلمانتریزیم و قانون بر شمرد.

 

:آنتونی گیدنز در رساله ی «دو نظریه در باره ی برقراری دموکراسی» میگوید.

 

دموکراسی „ یک  صورت حکومتی است که ویژه گی آن انتخابات منظم ، حق رأی همگانی، آزادی عقیده و حق همگانی برای دستیابی به سیستم های دولتی و یا بر پایی انجمن های سیاسی است. با این تعریف ، دموکراسی را باید در ارتباط با کثرت گرایی و بیان علایق گوناگون ادراک کرد» پایان واگویی

بر اساس آنچه که در بالا گفته شد، دموکراسی را نمیتوان فقط در عبارت حکومت مردم بیان کرد، دموکراسی مجموعه ای از ارزش ها، نهاد ها و فرایند ها میباشد

این امر به همان سیاق، هم در کانون ها ، هم در انجمن های مدنی، هم در احزاب ، هم در

نهادهای فرهنگی و حتی در مورد خانواده هم مصداق دارد

 دموکراسی در  عام ترین معنی خود یعنی گشودن راه برای هرچه بیشتر سهیم کردن مردم در اداره و مدیریت کلان سیاسی .

تفهیم دموکراسی بر اساس معنی لغوی آن یعنی حکومت مردم بر مردم ، تفهیمی ناقص است. دموکراسی یعنی پایان سلطه حاکمیت فردی . و آن  یعنی حکومت قانون، قانونی که از اراده ی آگاهانه ی مردم نشئت میگیرد . در یک کلام دموکراسی یعنی اینکه هیچ کس بر هیچکس حکومت نمیکند، همه افراد یک جامعه و یا جماعت در اداره ی آن مجموعه سهیم و دخیل هستند. همه دارای مسئولیت و وظیفه هستند. همه در مقابل قانون پاسخگو هستند.

دموکراسی یعنی پایان بخشی بر اعمال زور خودسرانه دولتمردان و برخورداری از نهادها و ابزار کارآمد برای جلوگیری از خود سری های دولت و سایر کانون های صاحب قدرت اعم از سیاسی ویا

اقتصادی ودموکراسی یعنی " حق نه گفتن و اعتراض " بدون ترس از تعقیب و مجازات.

آنتونی گیدنز در همان رساله به تفصیل محدودیت های نظام های لیبرال دموکرات مورد کنکاش قرار داه و بویژه میگوید «دموکراسی مبتنی بر نمایندگی به هر شکلی که سامان گرفته باشد، به معنای فرمانفرمایی گروه‌هایی که از رأی دهندگان عادی فاصله دارند و غالبأ تحت سلطه ای علایق حزبی /سیاسی تنگ نظرانه اند .

علیرغم همه ای کاستی ها و دشواری هایی که دموکراسی لیبرالی دارد بقول فوکویما این عالی ترین سطح از یک نظام سیاسی است که بشر تاکنون موفق به بر پا داشتن آن گردیده ، این بویژه با فروپاشی نظامات مبتنی بر « دموکراسی شورایی» مورد استدلال طرفداران لیبرال دموکراسی قرار میگیرد.

پرویز مختاری

پنجم دیماه 99

یادداشت فوق نظر نگارنده بوده و الزاما بیانگر دیدگاه هجا نمی باشد

اشتراک در شبکه های اجتماعی