دو ماه پس از پایان جنگ، خطوط کلی استراتژی امنیت داخلی جمهوری اسلامی مشخص شده است. این استراتژی در دو محور متفاوت پیگیری میشود:
محور اول: کاهش فشار بر سبک زندگی شهروندان عادی برای مدیریت نارضایتی عمومی
محور دوم: سرکوب هدفمند افراد دارای ظرفیت رهبری میدانی برای خنثیسازی پیشاپیش هرگونه جنبش احتمالی
چالشهای ساختاری استراتژی امنیتی
این استراتژی با تناقضات درونی جدی مواجه است:
اگرچه حکومت دخالت در سبک زندگی را کاهش داده، اما ناتوانی در تأمین برق ، بحران آب و دیگر مشکلات به کاتالیزور جدیدی برای نارضایتی عمومی تبدیل شده است - نارضایتیای که میتواند بستر جنبشهای آتی باشد.
مهمتر اینکه، معادله سرکوب به طور بنیادین تغییر کرده است: تکرار سرکوب خشن آبان ۹۸ اکنون میتواند بهانهای برای دخالت نظامی اسرائیل و آمریکا فراهم کند - قدرتهایی که توانایی ضربهزنی دقیق به مراکز فرماندهی را اثبات کردهاند. در مقابل، خویشتنداری در سرکوب ممکن است به گسترش جنبش منجر شود. بنابراین در شرایط کنونی جا برای هرگونه سرکوب آزادی عمل کامل نخواهد داشت.
پنجره فرصت استراتژیک
شرایط کنونی پنجره زمانی نادری برای کنش جمعی ایجاد کرده که حاصل همگرایی سه عامل است:
1. تضعیف ظرفیت بازدارندگی داخلی: تهدید دخالت خارجی، توانایی حکومت برای درگیری همزمان در دو جبهه را محدود کرده است.
2. فروپاشی روحیه نیروهای امنیتی: شکستهای نظامی اخیر، افسانه قدرت را حتی در نگاه خود نیروهای سرکوب به توهمی تبدیل کرده است.
3. بحرانهای زیرساختی فراگیر: ناکامی در تأمین نیازهای اولیه نه تنها مشروعیت را تضعیف کرده، بلکه اراده سرکوب را نیز کاهش داده است. نیروی سرکوبگری که خود از بحرانهای معیشتی رنج میبرد، انگیزه محدودی برای دفاع از نظام دارد.
پارامترهای جنبش موفق
موفقیت هر جنبش احتمالی به چهار شرط کلیدی وابسته است:
• روش: خشونتپرهیزی، هزینه بینالمللی سرکوب را افزایش میدهد
• مطالبه: هدف مشخص (نظیر مجلس مؤسسان با نظارت بینالمللی) مسیر را روشن میکند
• هویت: اعلام صریح استقلال از قدرتهای خارجی، مشروعیت داخلی را تقویت میکند
برای نیروهای دموکراسیخواه، درک حساسیت لحظه کنونی حیاتی است. این پنجره فرصت با تغییر معادلات منطقهای میتواند به سرعت بسته شود. جنبشی که امروز شکل بگیرد از مزیت استراتژیک خودجوشی برخوردار خواهد بود - مزیتی که احتمالاً پس از هرگونه دخالت خارجی از میان خواهد رفت.