از سنگبناهای نظام قضایی مدرن یا تفکیکقوا، بویژه در دو قرن اخیر، در جهت استقلال دستگاه قضا از امور و مناقشات سیاسی و عدم دخالت دادگاه در تصمیمات سیاسی بوده است
اما در جمهوریاسلامی و در همان ابتدای استقرار آن یعنی سال 1358، کار قوه قضاییه و بویژه رئیس دستگاه قضائی عمدتا دخالت در مناقشات سیاسی و جناحبندیها، تهدید احزاب و تشکلها و افراد با دستاویز قانون یا فقه، کنارزدن جریانات سیاسی، مهندسی سیاسی و… بوده است در همان ابتدا، این روند خود منجر به درگیری بالایی در نظام و راس آن شد جایی که محمدحسین بهشتی دبیرکل حزب جمهوریاسلامی و منصوب خمینی به عنوان عالیترین مقام دستگاه قضایی در اوایل جمهوریاسلامی یعنی تا تیرماه سال ۱۳۶۰، این نقش دوگانه(ریاست حزب جمهوریاسلامی و رئیس دستگاه قضا) را را بر عهده داشت و درعین اینکه در حزب جمهوریاسلامی یعنی حزبی حکومت ساخته، کار سیاسی را در بالاترین موقعیت احتمالا در شبها انجام میداد کمکاریها و ناتوانیها در عرصهی برنامهچینی سیاسی شبانه به منظور مرعوب کردن و کنار زدن سایر جریانات چپ تا راست را، فردا و در روز روشن از طریق دستگاه قضایی و با میان کشیدن احکام و داغ و درفش تکمیل میکرد
تا جایی که به بزرگترین چهره مقابله سیاسی و در عین حال کارشکنی قضایی و پشتهماندازی امنیتی ذیل چتر روحالله خمینی در برخورد با رییسجمهور اول یعنی ابوالحسن بنیصدر تبدیل شده بود و در این مسیر اکبر رفسنجانی و علی خامنهای هم بنابر اعتراف صریح رفسنجانی در نوشتهای در کنار بهشتی بودند یعنی دو چهره ظاهرا عضو مجلس هم خود اعتراف دارند که در کنار رییس دستگاه قضایی ظاهرا مستقل و با محوریت وی، درصدد ایجاد انسداد و کنار زدن رئیسجمهور بودهاند و شد آنچه شد و ریاستجمهوری بنیصدر ناتمام ماند
جمهوری اسلامی از این تجربه بصورت مضاعف استفاده کرد و در بازنگری قانون اساسی هم دست دستگاه قضایی را برای برخورد با دولت یا جریانات سیاسی بیشتر باز گذاشت هرچند که نیاز به قانون هم نداشت و کلا از همان ابتدا تا امروز دستگاه قضایی تقریبا کمترین کارکردش در سطح کلان و پروندههای بزرگ در جهت اجرای حق و عدالت نبوده یا اساسا عدالت، انصاف و شفافیت برایش اولویت چندم است.
برونداد این کارویژه و ماموریت دستگاه قضایی جمهوری اسلامی همین است که در کنفرانسهای خبری کنترلشدهی رییس دستگاه قضا که هرازچندی برگزار میشود، وی عمدتا و اساسا به اظهارات سیاسی و تعیین سیاستهای حزبی داخلی تا تعیین تکلیف مذاکره با آمریکا تا... میپردازد و آخرین نمونه آن هم صحبتها و تهدیدهای رییس آن(غلامحسین اژهای) علیه یک جریانی است که رییس دولت نظام(مسعود پزشکیان)، نامزد اصلی آن و برخواسته از آن جریان است!
تهدید آن جریان با اتهام و دستاویز ارتکاب صدور بیانیهای و ارایهی راهکارهایی تا حدودی کنترلشده در نظام و برای نجات نظام!
دستگاه قضایی نظامی فاسد، بجای اینکه درصدد تضمین حق آزادی بیان، بویژه برای جریانها باشد خود به بزرگترین مهندس سرکوب همهی اشکال حق منجمله حق ازادی بیان در معنای موثر آن تبدیل شده است
احتمالا روح منسکیو نویسنده روحالقوانین در زمینه تفکیک قوا، با دیدن این همه دخالت دستگاه قضا و مهندسی سیاسی احزابِ حتی خودی و درون یک نظام بسته ، در گور خواهد لرزید و اگر اظهارات سیاسی متوالی رئیسدستگاه قضای جمهوریاسلامی را بشنود احتمالا خاکستر خود را هم آتش خواهد زد.