از دستیابی به «تفاهمنامه» و ارتقای آن به «توافقنامه» حمایت میکنیم اما رفع کامل موانع سیاست خارجی مفید به حال ملت و کشور را همچنان گذار از جمهوری اسلامی میدانیم.
سرانجام بعد از هفتهها مذاکره در زیر سایه حملات محدود و پراکنده نظامی، تفاهمنامه (Memorandum of understanding) بین دولت آمریکا و جمهوریاسلامی به دست آمد. این تفاهمنامه بعد از گذشت نزدیک به هفتاد روز از آتشبس موقت در تاریخ ٢٨ خرداد به صورت دیجیتالی امضا شد و قرار است که در روز جمعه ١٩ ماه جون در مجتمع «بورگناشتوک» (Bürgenstock) شهر ژنو با حضور مقامات ارشد دو دولت مذاکرات دو ماهه شروع شود.
این تفاهمنامه چشمانداز امیدوارکنندهای ترسیم کرده که جنگ ویرانگر آمریکا و اسرائیل با ایران تمام شده و به صلح پایدار منتهی شود اما دستیابی به توافق در فرصت دوماهه و با احتساب تمدیدها نامشخص بوده و با چالشهایی مواجه است. در واقع تضمینی نیست که تنشزدایی مقطعی بین دولتهای آمریکا و استمرار پیدا کرده و اختلافات قدیمی حل و فصل شده و یا مدیریت شوند اما این امکان بعد از فرجام زورآزمایی در برخوردهای سخت و نظامی بیش از گذشته محتمل شده است.
اما اگر مفاد تفاهمنامه به توافق پایدار مطابق بندهای مربوطه منتهی شود، آنگاه یک فرصت تاریخی برای ایران به دست میآید تا وضعیت فلاکتبار اقتصادی کنونی تغییر پیدا کرده و شرایط برای کاهش فقر، رونق کسب و کار، رشد اقتصادی بالا و تقویت طبقه متوسط مساعد گردد.
«همبستگی جمهوریخواهان ایران» مفتخر است که از ابتدای تجاوز نظامی دولتهای آمریکا و اسرائیل، ضمن حفظ مرزبندی با جمهوریاسلامی اما در چارچوب اصولی چون "صلحطلبی"، "مخالفت با سلطه خارجی"،"ایستادگی در برابر مداخله خارجی در امور سیاست ایران"، " دفاع از استقلال کشور و حاکمیت ملی" فعالانه با جنگ و مداخله نظامی مخالفت کرده و بر ضرورت مشی متمایز اپوزیسیون ملی، دمکرات، انسانگرا با جریانهای پیدا و پنهان مدافع جنگ و مداخله خارجی پافشاری کرد. همچنین در عرصه تحلیلی نیز سقوط جمهوری اسلامی در جنگ را نه تنها ناممکن دانست، بلکه نسبت به بدترشدن شرایط سیاسی و مدنی ایران و تقویت جمهوری اسلامی هشدار داد.
ما پیشبینی کردیم که رویکرد استعماری کهن دولت ترامپ و مداخلات بیثباتکننده دولت نتانیاهو در ایران شکست خواهد خورد و ترامپ با عقبنشینی از تسلیم نامشروط و خواستههای حداکثری به سمت تعامل و بده و بستان با جمهوریاسلامی در چارچوب واقعیتهای میدانی و بر روی زمین خواهد رفت.
در جنگ ٣٩ روزه، جامعه ایران یک بار دیگر قدرت ملی خودش را نشان داد که به عنوان یک ملت کهن و برخوردار از غنای تمدنی پذیرای تسلیم و وابستگی به قدرتهای خارجی نیست و از موجودیت تمدنی و سرزمینی مستقل خود دفاع میکند.
ما از دستیابی به «تفاهم نامه» بین دولت آمریکا و جمهوریاسلامی و ارتقای آن به توافقی پایدار در حل اختلافات هستهای و الغای تحریمهای اقتصادی و پایان پیدا کردن ماجراجویی هستهای جمهوری اسلامی به شرطی که مفاد آن مغایر با منافع ملی و استقلال کشور نباشد، استقبال میکنیم اما در عین حال اعلام میکنیم که در خصوص منافع این رویداد باید نگاه واقعبینانه و بدور از افراط و تفریط داشت. توافق حتی اگر حاصل شود به معنای حل مشکلات اساسی کشور و مردم نیست، بلکه میتواند تسهیلگر آن شده و کشور را در وضعیت بهتری از شرایط کنونی قرار داده و امکان گذار به دمکراسی تقویت شود.
دستیابی به توافق نیازمند متوازن بودن است که به نوبه خود کنار گذاشتن زیادهخواهی از سوی دولت آمریکا و اصرار بر حفظ صنعت هستهای به هر قیمت و سیاستهای منطقهای ایدئولوژیمحور و مشکلساز جمهوری اسلامی را میطلبد. در این راستا نادیده گرفتن غوغاسالاری گروههای مخالف مذاکره در امضای «تفاهمنامه» در مذاکرات دو ماهه باید ادامه پیدا کرده و منافع ملی به جای ملاحظات ایدئولوژیک و رویکردهای غیرواقعبینانه در نظر گرفته شود. البته اگر خروجی مثبت به دست آید باز در این واقعیت تغییری ایجاد نمیکند که در نهایت سیاست خارجی متعهد به منافع ملی و در خدمت توسعه کشور، امنیت ملی و رفاه مردم نیازمند تغییرات ساختاری قدرت است و در چارچوب مناسبات قدرت موجود در جمهوریاسلامی ممکن نیست.
اگرچه تجربه «برجام» نشان داد که هسته سخت قدرت جمهوری اسلامی از سر مصلحتاندیشی سیاسی در هنگام تهدیدات موجودیتی عقبنشینی تاکتیکی کرده و دوباره سیاست خارجی ستیزهجویانه را در صورت توان در عرصه راهبردی ادامه میدهد، ولی این بار ممکن است شدت بحران اقتصادی باعث تغییراتی در الگوی رفتاری نظام بشود.
تفاهمنامه کنونی اگر به توافق منجر شود با «برجام» تفاوتهایی خواهد داشت که میتواند منافع آن را بیشتر کند. مهمترین پسامد مثبت آن خروج کشور از وضعیت نه جنگ و نه صلح و سامان یافتن اقتصاد کشور و مهار فقر و بیکاری در کشور است. تحولات سیاسی مثبت و گشایشها و گذار به دمکراسی نیازمند رشد طبقه متوسط و کاهش فشارهای معیشتی در جامعه است. ازاینرو کاهش تنش در سیاست خارجی در مقایسه با تشدید وضعیت جنگی، مزیت بیشتری برای نیروهای جامعهمدنی و کشنگران دمکراسیخواه و توسعه کشور دارد.
اکنون سایه شوم جنگ فعلا برای حداقل دوماه از سر میهن کنار رفته است اگرچه هنوز نمیتوان اطمینان داشت که ترک تخاصم نظامی قطعی شده و کشور از وضعیت نه جنگ، نه صلح بیرون خواهد آمد. اما اگر چنین شود، فضای سیاسی ایران وارد فصل جدیدی با آرایش تازه برآمده در دوران جنگ خواهد شد. به باور «هجا» بعد از این همگراییها و واگراییها تابعی از سهگانه "حکومت"، "ملت" و "سلطه خارجی" خواهد بود. تجربه تلخ جنگ ٣٩ روزه در امتداد جنگ ١٢ روزه بار دیگر تهدید قدیمی رویکردهای سلطهجویی و استعماری قدرتهای جهانی را بازسازی کرد که ایران از قرن دوازدهم خورشیدی تا کنون زخمدار آن است.
سخنی درست است که در شکلگیری این جنگها سیاست خارجی غلط مبتنی بر دشمنی با آمریکا و نابودی اسرائیل جمهوری اسلامی نقش داشتند اما دولتهای آمریکا و اسرائیل با بهانهجویی و تبدیل کردن این تهدیدها به فرصت در پی دستاندازی بر ایران و تصرف منابع و ثروتهای آن و تهدید یکپارچگی سرزمینی کشور در چارچوب اهداف هژمونیطلبانه خودشان بودند. آنها فراتر از جمهوری اسلامی وارد تقابل با ایران شدند. حتی دونالد ترامپ بدون هیچگونه شرمساری در برخوردی ابزاری معترضان ایرانی را وسیله امتیازگیری و جلو بردن اهداف منفعتطلبانه خود کرد. در عین نیروهای سیاسی مدافع جنگ و مداخله خارجی شکست سنگینی خوردند و تصورات غلطشان در رویافروشی «جنگ آزادیبخش» فروپاشید و رسوا شدند.
اگرچه بازنگری این نیروها و پذیرش مسئولانه خطا امری مثبت است و باید از ان استقبال کرد اما در عین حال باید هوشیار بود که سلسلهجنبانان مداخله خارجی و بخصوص جریانهای خاص در اسرائیل پروژههای خود را رها نکرده و باز به کارشکنیها و اخلالگریهای خود ادامه میدهند.
تجربه اخیر در کنار درسهای آموختهشده در تاریخ معاصر ایران این حقیقت را گوشزد میکند که شیفتگی به غرب آن هم در نگاهی سطحی و ظاهربینانه و استقبال از اینکه ایران جزو اقمار غرب و وابسته به آن شود، مشابه غربستیزی و دشمنی با غرب برای کشور مشکلساز است. راه نجات و شکوفایی ایران از ایستادگی بر استقلال کشور در عین روابط خوب با کشورهای همسایه، دفاع شمولپذیر و استثناناپذیر از حقوق بشر، نفی استانداردهای دوگانه در روابط بینالملل، حضور فعال در مناسبات جهانی و روابط متوازن با قدرتهای جهانی میگذرد.
امیدواریم که مذاکرات دوماهه به فرجام مثبت برسد و ایران از یکی از سختترین دوران تاریخ معاصر خود به صورت کامل عبور کند. اما بیمها و امیدها همچنان باقی است. ما امید داریم تا اپوزیسیون ملی، دمکرات و انسانگرا از ظرفیتهای اجتماعی ایجاد شده در چارچوب رهیافتهای واقعبینانه استفاده کرده و با افزایش همگرایی در صفی متمایز با جناحهای حکومتی و اپوزیسیون وابسته و نیروهای نیابتی اسرائیل، مشوق رویکردهای جامعهمحور و جنبشی برای فعال شدن دوباره جنبش تغییرخواهی برای گذار خشونتپرهیز از جمهوری اسلامی به دموکراسی در امتداد جنبش «زن زندگی آزادی» در آینده شود. اتفاقات از دیماه سال قبل تا کنون نشان داد که راه حل سریع و معجزهوار برای عبور از جمهوریاسلامی وجود ندارد و باید بدور از شتابزدگی و با بردباری و تشخیص درست مسیر در پی رفع موانع با اتکاء به مبارزات اجتماعی و سیاسی مردمبنیاد بود.
به باور «هجا» صلحخواهی فقط در مخالفت با متجاوزان خارجی نیست، بلکه دربردارنده تقابل آشتیناپذیر با نیروهایی هم هست که نهادهای حاکمیتی و متعلق به عموم جامعه را به تبدیل به ابزار سرکوب، رانتخواری، انحصار و برخورد با مردم کرده و بحران ناکارامدی را بر بوروکراسی کشور تحمیل کردهاند.
راه حل اساسی تغییرات ساختاری قدرت است اما تا آن زمان گشایشهای سیاسی و فرهنگی و بهبود وضعیت اقتصادی سزاوار حمایت است تا توان جامعه و بخصوص نیروهای جامعه مدنی افزایش پیدا کند. دستیابی به توافق پایدار بین دولت آمریکا و جمهوری اسلامی در چارچوب منافع ملی ایران و استقلال کشور و رویکرد برد- برد میتواند در این مسیر کمککننده باشد. به باور ما باید از موفقیت در مذاکرات و دستیابی دولت های ایران و آمریکا به توافق در چارچوب تفاهمنامه موجود حمایت کرد و کوشید تا این فرصت تاریخی از دست نرود.
«همبستگی جمهوریخواهان ایران»
٢٨ خرداد ١٤٠٥ برابر با ١٨ جون ٢٠٢٥


